الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
179
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
را توبه نمىباشد » . پس اين آيه را خواند : « إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ » « 1 » ، يعنى : « جز اين نيست كه قبول توبه بر خدا واجب است به مقتضاى وعده و لطف از براى آنان كه بدى را به جا مىآورند به نادانى و سفاهت نه از روى علم و دانش » . 127 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از نضر بن سُويد ، از يحيى حلبى ، از ابو سعيد مُكارى ، از ابوبصير ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه در فرمودهء خداى عزّوجلّ : « فَكُبْكِبُوا فِيها هُمْ وَ الْغاوُونَ » « 2 » ، كه ترجمهء ظاهر آن اين است : « پس در افكنده شوند به روى در جهنم ايشان و گمراهان » ( يعنى : بتان و پرستندگان ايشان ) . آن حضرت فرمود : « ايشان گروهى هستند كه عدالت يا هر امر حقى را وصف نمودند به زبانهاى خويش ، بعد از آن ، آن را مخالفت كردند . و به سوى غير آن رفتند و آن را به عمل آوردند » . باب نوادر 16 . باب نوادر « 3 » 128 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عُمير روايت كرده از حفص بن بَخترى و آن را مرفوع ساخته كه گفت : امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود كه : « راحت دهيد روحهاى خويش را به حكمتهاى تازه و علمهاى نافع ؛ زيرا كه ارواح مانده مىشوند ، چنانچه بدنها مانده مىشوند » . 129 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد ، از نوح بن شُعيب نيشابورى ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه دهقان ، از دُرست بن ابى منصور ، از عروه پسر برادر شعيب عَقَرقوفى ، از شعيب ، از ابوبصير كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود : اى طلب كنندهء علم ، به درستى كه علم ، صاحب فضيلتهاى
--> ( 1 ) . نساء ، 17 . ( 2 ) . شعراء ، 94 . ( 3 ) . بابى است كه آنچه در آن است با ابواب سابق مناسب داشته باشد ، بلكه در اصل مطلب ، با آنها يكى باشد ، و ليكن به واسطهء كمى و قلّت آنچه در باب نوادر ذكر مىشود ، يا به جهت اشتمال آن بر مطالب بسيار ، محدثين را ممكن نبود كه عنوانى از براى آن قرار دهند ؛ چنانچه از براى آنچه در غير باب نوادر مذكور است ، عنوانات متعدده على حده قرار داده و مىدهند ؛ زيرا كه عنوان قرار دادن از براى همهء احاديث يا همهء مطالب آن ، باعث طول و از براى بعضى دون بعضى ، موجب اخلال يا ترجيح بلا مرجح است و آن معقول نيست . لهذا آن را به باب نوادر معنون گردانيدند . ذكر باب نوادر ، در هر كتاب ، كه باب نوادر دارد ، معنى و علتش اين است . ( مترجم )